خرید بک لینک
به نام خدا انشا درباره ی تعطیلات خود را چگونه سپراندید ما از خواب برخیزیدیم و دیدیم ناهار است در دوران سختی به سر میبریم(: روزها کوتاه شده بنظرم ،چون چشم وا میکنی ناهاره اها فهمیدم ،روز همون روزه احتمالا ما دیر برخیزیدیم خب خب اینم از وعضیت ما (به دلیل ضعیف بودن املا کلمه وعضیته اشتباه تایپ شده) اهان فکر کردم سر کلاسه گفتن انشا بنویسید،ببخشید جمله های بالا رو خط بگیرید ازینجا شروع میکنم +س

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 5:36

چه عجیبه اصن توقع نداشتم سال نود و شش باشه الان اونم مرداد ماه

وای من الان چندین ساله زنده م

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۱۸ساعت 13:7  توسط خودم تهنا |

برچسب: مرداد, نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 5:36

بعله دیگه و همینا : به مقدار لازم،

مثلا دو پیمانه

بعدش همین فرمونو بری مستقیم میرسی به قالب پنیر و اینا

خب اونجا هم ک رسیدی یه مقدار شعر بخون ،یه مقدار دعا کن و بعد دیگه ولش کن

بخوابم

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۵ساعت 3:54  توسط خودم تهنا |

برچسب: نویسنده: هستی سلیمانی تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 5:36

صفحه بندی